آیا یک کامپیوتر با برنامه مناسب می تواند فکر کند؟  هوش مصنوعی به دنبال یافتن پاسخی برای این پرسش است. در دهه های اخیر، امکان هوشمندی کامپیوترها توجه فیلسوفان ذهن و متخصصین هوش مصنوعی را بر انگیخته است. یکی از نظریات معروف در این زمینه، آزمون تورینگ است. آلن تورینگ[۱] فیلسوف انگلیسی که مبدع نظریه ی ماشینهای مجرد است در سال ۱۹۵۰ به طراحی آزمونی برای سنجش هوشمندی کامپیوترها پرداخت. او مقاله خود را با طرح این سؤال آغاز می کند : “آیا ماشینها می توانند فکر کنند؟”. تورینگ لازمه ی درک این سؤال را  ارائۀ تعریفی روشن از کلمات  ” ماشین ” و ” فکر ” می داند. تورینگ با توجه به اینکه تعریف این کلمات از طریق کاربرد عادی آنها امکان پذیر است، این روش را برای پاسخ گویی به این سؤال خطرناک و غیر صحیح می داند و چنین سؤالی را بی معنی ارزیابی کرده و به منظور روشن تر کردن سؤال و استفاده از کلماتی بدون ابهام، بلافاصله سؤال دیگری را جایگزین این سؤال می کند. سؤال دوم عبارتست از اینکه ” آیا یک ماشین می تواند در بازی تقلید موفق شود؟ “.

 در مقاله ی  تورینگ بازی تقلید توسط سه نفر انجام می شود، یک مرد، یک زن و یک بازپرس، با این توضیح که جنسیت بازپرس اهمیتی ندارد. در این بازی بازپرس در اتاقی جداگانه و به صورت پنهان  از دو نفر دیگر قرار می گیرد. وظیفه ی بازپرس در این بازی شناسایی جنسیت هر فرد است؛ به این صورت که او باید تشخیص دهد کدام فرد مرد و کدام فرد زن است و اگر این کار به درستی توسط او انجام شود، او در بازی موفق شده است. بازپرس برای شناسایی می تواند سؤالهایی را از هر یک از آن دو نفر بپرسد. البته برای اینکه صدای افراد در هنگام پاسخ گویی در شناسایی افراد به بازپرس کمک نکند، سؤالات به صورت کتبی پرسیده می شوند. روند بازی به این شکل است که در هنگام پاسخ گویی به سؤالات بازپرس،  زن در جهت کمک به بازپرس برای موفقیت در بازی و مرد در جهت فریب دادن بازپرس، تلاش می کند. در ادامه ی مقاله، تورینگ جای  مرد را در این بازی با یک ماشین عوض می کند و سؤال دوم یعنی سؤال ” آیا یک ماشین می تواند در بازی تقلید موفق شود؟ ” را به جای سؤال اول مطرح می کند. تورینگ در مقاله ی خود در مورد موجه بودن این جایگزینی هیچ توضیحی نمی دهد و تنها به مبهم بودن واژه های ” تفکر” و ” ماشین ” در سؤال اول اشاره می کند و سؤال دوم را فارغ از ابهام دانسته و به همین توضیح برای جایگزینی بسنده می کند. در نقد و بررسی این آزمون عدم ارائه ی توجیهی مناسب در جایگزینی سؤال دوم به جای سؤال اول به عنوان شکافی تبیینی در این آزمون مطرح می شود. درواقع در این مقاله دلیل موجهی توسط تورینگ ارائه نمی شود که چرا سؤال دوم می تواند جایگزین سؤال اول شود.

در این زمینه من در مقاله ای به دفاع از آزمون تورینگ پرداخته ام. هدف من در این مقاله یافتن توجیهی مناسب برای مجاز شمردن این جایگزینی بوده است تا از این طریق بتوانم همدلانه به دفاع از این آزمون بپردازم. در این بررسی از نظریه ی معروف دونالد دیویدسون[۲] (۲۰۰۵-۱۹۱۷) – فیلسوف معاصر آمریکایی – در ارتباط با رابطه ی فکر و زبان بهره  برده ام.

متن انگلیسی این مقاله را از طریق لینک زیر در سایت ساینس دایرکت می توانید به صورت رایگان دانلود کنید.

Davidson’s no-priority thesis in defending the Turing Test

 


[۱] Alan Turing

[۲] Donald Davidson