نظام تعلیم و تربیت رایج در هر کشور نه تنها نهادی است که وظیفه آن آموختن دانستنی ها و مجهز کردن دانش آموزان به دانش و مهارت های لازم برای برآوردن نیازهای فردای آنها و جامعه است، بلکه مهم ترین نهاد در پرورش و شکل دادن ارزش های اخلاقی دانش آموزان است. آشکار است که قضاوت های اخلاقی دانش آموزان و نحوه نگاه آنها به امور زندگی و میزان توانایی آنها در نقد مسائل و موضوعات جهان پیرامون  و حل مسائل با استفاده از مهارت های فکری  و رویکردهای خلاق تحت تاثیر برنامه های آموزشی آشکار و پنهان در نظام آموزشی قرار دارد.

متاسفانه نوع آموزش رایج در نظامهای آموزشی بیشتر امکان تقویت حافظه را به کودکان و نوجوانان ما ارائه داده است. نظام آموزشی حتی در مقطع دانشگاه نیز به تحصیل کنندگان دانش توصیه می کند متونی را به حافظه بسپارند و سپس با ارائه ی آنها در اوراق امتحانی امتیاز لازم برای کسب مدرک تحصیلی مورد نیاز را به دست آورند و این کار سالهاست که تنها به تقویت حافظه ی کوتاه مدت دانش آموزان و دانشجویان ما انجامیده است.

در اواخر دهه ی ۱۹۶۰ متیو لیپمن[۱] با ارائه برنامه آموزش فلسفه به کودکان چهارچوبی جدید را در حوزه تعلیم و تربیت مطرح نمود و با ارائه ی این برنامه به صورت رسمی آموزش مهارت های تفکر فلسفی در مورد کودکان و نوجوانان را، حتی پیش از ورود به دبستان، ممکن ساخت. لیپمن معتقد است که برنامه آموزشی فلسفه برای کودکان و نوجوانان به بهبود تفکر در کودکان و نوجوانان می پردازد و فلسفه را به عنوان شیوه ای برای پرورش تفکر اخلاقی، انتقادی و خلاق مورد استفاده قرار می دهد.[۲] از نظر لیپمن و همکاران او منظور از آموزش فلسفه به کودکان و نوجوانان، آموختن روش تفکر فلسفی است(نه اصطلاحات و مکاتب فلسفی) که  این امر از طریق گفت و گو های فلسفی مطابق با روش سقراطی(روش اجتماع پژوهشی یا حلقه کندوکاو) انجام می شود.[۳] به عبارت دیگر، رویکرد فلسفه برای کودکان و نوجوانان روشهایی را برای انجام گفتگوی موفقیت آمیز برای تفکر و ایجاد یک جامعه ی پژوهشی واقعی در کلاس درس ارائه می دهد. همچنین این برنامه در جهت تقویت سه مهارت در دانش آموزان بکار می رود: اینکه  دانش آموزان بتوانند خوب گوش دهند، خوب فکر کنند و خوب صحبت کنند.

شایان ذکر است که برنامه ی” فبک” حدود ۵۰ سال  در کشورهای توسعه یافته و چند سالی است که در ایران معرفی و مورد توجه اندیشمندان و معلمان و افراد علاقه مند که در فکر ارتقای تفکر در جامعه و فرهنگمان هستند، قرار گرفته است. مشاهده ی این وضعیت نا بسامان تفکر در مدارس و دانشگاههای ما، عده ای از آشنایان با این برنامه را به سوی این برنامه کشانده است و حتی معدودی از افراد به اجرای رسمی این برنامه در کشور ما اقدام کرده اند.[۴]



[۱] –  Matthew Lipman  – فیلسوف معاصر و پایه گذار برنامه ی فلسفه برای کودکان و نوجوانان

[۲] Lipman, 2003, Thinking in education, Cambridge university press.

[۳] Lipman, M. Sharp, A. M. and Oscanyan, F. S. 11980. “Philosophy in the Classroom”. Philadelphia: Temple university press.

[۴] – برگرفته از سرمقاله ی “آسیب شناسی برنامه ی فلسفه برای کودکان و نوجوانان در ایران”، سعید ناجی، فصلنامه ی فرهنگ، سال بیست و دوم، شماره ی اول،  انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی